تبليغاتX
عکس نامه :: مژده دادند که برما گذری خواهی کرد نیت خیر مگردان که مبارک فالی است
عکس نامه
مژده دادند که برما گذری خواهی کرد نیت خیر مگردان که مبارک فالی است
ولادت با سعادت مولود کعبه حضرت علی (ع) را به يكايك شماها تبریک عرض میکنم 

ولادت با سعادت مولود کعبه حضرت علی (ع) را به يكايك شماها تبریک عرض میکنم

حرم مطهر حضرت امام علی(ع)

ادامه عکسها

پـــدر ، واژه ي قشنگيه ! نه ؟ گرچه هر كسي مي تونه يه پـــــدر باشه ولي نبايد فراموش كنيم كه بــــــابــــــا بودن كار هر كسي نيست !
انشاالله كه سايه پرمهر بــــابــــاهاتون هميشه بالاي سرتون باشه و قدر اين نعمتي كه هم اكنون ازش بهره مند هستيد رو بهتر بدونيد كه اين قشنگترين هديه براي همه ي شماهاست.

بــابــا هاي تمـــوم دنيـــا روزتـــــون هــــزار بــــار مبــــارك بـــــاد

 

|+|
نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 و ساعت 10:21
راه بهشت ... 
مردی با اسب و سگش در جاده‌ای راه می‌رفتند. هنگام عبور از كنار درخت عظیمی، صاعقه‌ای فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهمید كه دیگر این دنیا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. گاهی مدت‌ها طول می‌كشد تا مرده‌ها به شرایط جدید خودشان پی ببرند.

پیاده ‌روی درازی بود، تپه بلندی بود، آفتاب تندی بود، عرق می‌ ریختند و به شدت تشنه بودند. در یك پیچ جاده دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند كه به میدانی باسنگفرش طلا باز می‌شد و در وسط آن چشمه‌ای بود كه آب زلالی از آن جاری بود. رهگذر رو به مرد دروازه ‌بان كرد و گفت: "روز بخیر، اینجا كجاست كه اینقدر قشنگ است؟"

دروازه‌بان: "روز به خیر، اینجا بهشت است."
- "چه خوب كه به بهشت رسیدیم، خیلی تشنه‌ایم."
دروازه ‌بان به چشمه اشاره كرد و گفت: "می‌توانید وارد شوید و هر چه قدر دلتان می‌خواهد بنوشید."
- اسب و سگم هم تشنه‌اند.
نگهبان:" واقعأ متأسفم . ورود حیوانات به بهشت ممنوع است."

مرد خیلی ناامید شد، چون خیلی تشنه بود، اما حاضر نبود تنهایی آب بنوشد. از نگهبان تشكر كرد و به راهش ادامه داد. پس از اینكه مدت درازی از تپه بالا رفتند،به مزرعه‌ای رسیدند. راه ورود به این مزرعه، دروازه‌ای قدیمی بود كه به یك جاده خاكی با درختانی در دو طرفش باز می‌شد. مردی در زیر سایه درخت‌ها دراز كشیده بود و صورتش را با كلاهی پوشانده بود، احتمالأ خوابیده بود.

مسافر گفت: " روز بخیر!"
مرد با سرش جواب داد.
- ما خیلی تشنه‌ایم . من، اسبم و سگم.
مرد به جایی اشاره كرد و گفت: میان آن سنگ‌ها چشمه‌ای است. هرقدر كه می‌خواهید بنوشید.
مرد، اسب و سگ به كنار چشمه رفتند و تشنگی‌شان را فرو نشاندند.
مسافر از مرد تشكر كرد. مرد گفت: هر وقت كه دوست داشتید، می‌توانید برگردید.
مسافر پرسید: فقط می‌خواهم بدانم نام اینجا چیست؟
- بهشت
- بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمری هم گفت آنجا بهشت است!
- آنجا بهشت نیست، دوزخ است.
مسافر حیران ماند:" باید جلوی دیگران را بگیرید تا از نام شما استفاده نكنند! این اطلاعات غلط باعث سردرگمی زیادی می‌شود! "
- كاملأ برعكس؛ در حقیقت لطف بزرگی به ما می‌كنند. چون تمام آنهایی كه حاضرند بهترین دوستانشان را ترك كنند، همانجا می‌مانند...

|+|
نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 و ساعت 16:36
سالگرد حضرت آیت الله فاضل لنکرانی تسلیت باد 

فاضل لنکرانی

سالگرد حضرت آیت الله فاضل لنکرانی تسلیت باد

|+|
نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 و ساعت 19:39
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم 
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

|+|
نوشته شده توسط امیر در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 و ساعت 12:51
در حاشیه پیاده روی خانوادگی در قم 

در حاشیه ÷یاده روی خانوادگی در قم

بقیه عکسها

|+|
نوشته شده توسط امیر در جمعه دهم خرداد 1387 و ساعت 18:37
با اهداي مدال به جاي سكه، بر اعتبار مسابقات عكس ايران بيافزاييم  

حسين فاطمي پيشنهاد كرد به جاي اهداي سكه‌هاي طلا در مسابقات مختلف عكاسي ايران، مدال‌هايي طراحي شود كه هم به اعتبار مسابقات عكاسي بيافزايد و هم داراي ارزش معنوي باشد. حسین فاطمی

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 11:9
اسم من غرور است... 

اسم من غرور است...
من سر تو کلاه مى‌گذارم.
من تو را از مقصدى که خدا برايت قرار داده گمراه مى‌کنم...
زيرا تو بايد به راه خودت بروى.
من تو را از اين که از زندگى خود رضايت خاطر داشته باشى باز مى‌دارم...
زيرا تو استحقاق بيشترى در زندگى دارى.
من تو را از اين که آرامش درونى داشته باشى باز مى‌دارم...
زيرا آنقدر وجود تو را تسخير کرده‌ام که هرگز نمى‌توانى ديگران را ببخشى.
من تو را از پارسايى و پرهيزکارى باز مى‌دارم...
زيرا تو از پذيرش خطاهايت سر باز مى‌زنى.
من تو را در ديدن واقعيت‌ها گمراه مى‌کنم ...
زيرا تو به جاى آن که از پنجره به بيرون نگاه کنى بيشتر در آينه نگاه مى‌کنى.
من تو را از داشتن دوستان واقعى محروم مى‌کنم ...
زيرا هيچکس خودِ واقعى تو را نخواهد شناخت.
من تو را از داشتن عشق حقيقى محروم مى‌کنم ...
زيرا عشق حقيقى نيازمند فداکارى و از خود گذشتگى است.
من تو را از شکر کردن به درگاه خدا باز مى‌دارم ...
زيرا تو را متقاعد مى‌کنم که بايد همه چيز را در خودت جستجو کنى.
اسم من غرور است. من سر تو کلاه مى‌گذارم.
تو مرا دوست دارى ...
زيرا فکر مى‌کنى که من هميشه مراقب تو هستم.
امّا اين‌ها واقعيت ندارد.
من در صدد هستم که تو را گمراه کنم و از تو آدم نادانى بسازم.
خدا چيزهاى بسيارى را در اين دنيا براى خوشبختي تو قرار داده است، من هم قبول دارم، ولى نگران نباش...
چون اگر به من اعتماد داشته باشى و به من بچسبى هرگز نخواهى فهميد كه چگونه عمل كني!

|+|
نوشته شده توسط امیر در یکشنبه پنجم خرداد 1387 و ساعت 18:12
پرسپوليس قهرمان ليگ هفتم فوتبال ايران شد  
پرسپولیس قهرمان
تیم فوتبال پرسپولیس تهران با کسب پیروزی برابر سپاهان اصفهان در ورزشگاه آزادی فاتح هفتمین دوره رقابت های لیگ برتر باشگاه های کشور شد.
 تیم فوتبال پرسپولیس تهران با کسب پیروزی برابر سپاهان اصفهان در ورزشگاه آزادی فاتح هفتمین دوره رقابت های لیگ برتر باشگاه های کشور شد.
|+|
نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:6
مرگ همکار 
یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:
 
دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.
در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است.

این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند: این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!
 
کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد.
 
آینه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصویر خود را مى‌دید. نوشته‌اى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:
تنها یک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید زندگى‌تان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقیت‌هایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید به خودتان کمک کنید.
 
زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدین‌تان، شریک زندگى‌تان یا محل کارتان تغییر مى‌کند، دستخوش تغییر نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مى‌کند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مى‌باشید.
 
مهم‌ترین رابطه‌اى که در زندگى مى‌توانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.
 
خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکن‌ها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیت‌هاى زندگى خودتان را بسازید.
دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آن‌ها اعتقاد دارد را به او باز مى‌گرداند. تفاوت‌ها در روش نگاه کردن به زندگى است.
|+|
نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:28
نمایشگاه عکس بانوی کرامت در قم 

اولین نمایشگاه انفرادی امیر حسامی نژاد با موضوع حرم حضرت معصومه(س)

‪ ۶۰‬قطعه عكس از امير حسامي نژاد از عكاسان خبري استان در نگار خانه فرهنگ قم در معرض ديد عموم قرار گرفته است. مسوول نگارخانه فرهنگ قم گفت: در نمايشگاه نسيم كرامت كه با محوريت حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) برگزار شده به موضوعات زائران، مراسم‌ها و آيين‌ها و زواياي مختلف حرم مطهر پرداخته شده است. محمد ايماني روز شنبه در گفت و گو با ايرنا افزود: عكس هاي ارائه شده به صورت ديجيتال و آنالوگ مي‌باشد. وي بيان داشت: نمايشگاه مذكور تا ‪ ۱۲‬ارديبهشت ماه سالجاري داير خواهد بود.

ادامه مطلب 1و2و3


|+|
نوشته شده توسط امیر در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:7