تبليغاتX
عکس نامه :: مژده دادند که برما گذری خواهی کرد نیت خیر مگردان که مبارک فالی است
عکس نامه
مژده دادند که برما گذری خواهی کرد نیت خیر مگردان که مبارک فالی است
عکاس سال ایران انتخاب شد 

   عکاس سال ایران انتخاب شد

عكس برتر جشنواره دوربين دات نت

سلام

شرمنده كه چند روزي نتونستم آپ كنم

گرفتار بودم

به اميد خدا در جشن سالیانه دوربین.نت كه به همت احسان رافتی و بچه هاي دوربین دات نت برگزار شد اين عكس موفق شد كه مقام اول را كسب كند.

اگه از عكس خوشتون اومد بي تعارف به عكاسش تبريك بگيد.اگر هم جزو اون دسته از كساني هستيد كه با موفقيتهاي من ناراحت ميشيد،بهتون ميگم كه حالا حالا ها بايد ناراحت باشيد.خودتون ميدونيد كه منم ميدونم شما كي هستيد و براتون آرزوي موفقيت ميكنم.

|+|
نوشته شده توسط امیر در جمعه بیست و دوم آبان 1388 و ساعت 2:54
سلام ساتیار  

سلام ساتیار

چه خبر؟

راستی چه میکنی؟

حالت که خوبه؟

چند روزی نبودی؟

آهان یادم اومد،راستی تو رو هم گرفته بودن

حالا کی اومدی؟

بعد از اینکه اومدی،چه کردی؟

کجاها رفتی؟

راستی شنیدم بعد از اینکه اومدی خیلی ها حتی سراغی هم ازت نگرفتن

ای بابا،چه سوالیه میکنی،مردم اونقدر گرفتارن که ...

راستی شنیدم دیگه سر کار قبلی نمیری؟

خوب خوش به حال اونائی که وقتی روز اول تو رو دیدن با التماس ازت خواستن که هواشون رو داشته باشی،و بعد از اینکه نبودی کلی پشت سرت حرف زدن،در صورتی که همه تو رو خوب میشناسن

راستی شنیدم بعضیها حتی زحمت به خودشون ندادن حتی یه زنگ بهت بزنن،شاید از دوباره اومدنت خوشحال نباشن

راستی شنیدم بدجوری از ایران خوشت میاد

شنیدم بدجوری عاشق مملکتت هستی

حتی شنیدم که میخواهی با نرفتنت از ایران خیلی چیزها را به خیلیها ثابت کنی

دمت گرم بابا

راستی شنیدم...

حیف که خیلی از شنیده ها را نمیشه به همه گفت.

همین که اومدی برای ما مهمه

امیدوارم که دوباره توی سایتها و روزنامه ها کنار عکسها دنبال اسمت بگردم

راستی شنیدم  اونجا که بودی اصلا اذیت نشدی،خدا راشکر

|+|
نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت 21:15
مجموعه عکس های امیر حسامی نژاد در نگارخانه فرهنگ قم در معرض دید عموم قرار گرفت 

نمایشگاه عکس «در نجف»، مجموعه عکس های امیر حسامی نژاد در نگارخانه فرهنگ قم در معرض دید عموم قرار گرفت.

در این نمایشگاه 30 قطعه عکس از شش بار سفر این عکاس به نجف اشرف در کشور عراق به نمایش گذاشته شده است.

امیر حسامی نژاد، به عنوان عکاس خبری با رسانه هایی همچون؛ آینده روشن، انتظار نوجوان، ملیکا، گویه، خبرگزاری مهر و ... همکاری دارد.

نمایشگاه مذکور، تا 31 شهریور ماه جاری، صبح و عصر در قم، خیابان شهیدان فاطمی، نگارخانه فرهنگ برای بازدید عموم دایر است و عکاس آن پاسخگوی پرسش های مراجعان می باشد.

نمایشگاه «درٌ نجف» با همکاری مجمع جهانی اهل بیت(ع) و انجمن عکاسان قم برپا شده است.

نشانی فتوبلاگ امیر حسامی نژاد amir.propicnet.com می باشد.

|+|
نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 و ساعت 15:6
بهترين زندگي 

روزي لقمان به پسرش گفت:امروز به تو سه پند مي‌دهم كه كامرا شوي.اول اينكه سعي كن در زندگي بهترين غذاي جهان را بخوري؛دوم اين كه در بهترين بستر و رختخواب جهان بخوابي؛سوم آنكه در بهترين خانه‌هاي جهان زندگي كني.پسرلقمان گفت:‌اي پدر ما يك خانواده بسيارفقير هستيم،چطور من مي توانم اين كارها را انجام دهم؟...

.لقمان جواب داد: اگر كمي ديرتر و كمتر غذا بخوري هر غذاي كه مي‌خوري، طعم بهترين غذاي جهان را مي‌دهد.اگر بيشتر كار كني و كمي ديرتر بخوابي در هر جا كه خوابيده اي احساس مي‌كني بهترين خوابگاه جهان است. اگر با مردم دوستي كني، در قلب آنها جاي مي‌گيري و آن وقت بهترين خانه‌هاي جهان مال توست. 

|+|
نوشته شده توسط امیر در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 0:22
سوتی خبرگزاری ایرنا 

سوتی خبرگزاری ایرنا

سوتی خبرگزاری ایرنا از این قراره که عکاس بسیار محترم این خبرگزاری که خود را یکی از حرفه ای ترین سایتهای خبری ایران میدونه به جای زحمت دادن به خود و وقت گذاشتن و اومدن به جمکران و عکاسی کردن،فقط نشسته پای کامپیوتر و عکسهای مهدی مریزاد(عکاس خبرگزاری فارس در قم)را ذخیره کرده وبه اسم خودش فرستاده روی خط.

بعدا بیشتر در این مورد توضیح میدهیم

لینک عکسها در ایرنا

http://www.irna.ir/View/FullStory/Photo/?NewsId=664040

لینک عکسها در فارس

http://www.farsnews.net/imgrep.php?nn=8707010059

|+|
نوشته شده توسط امیر در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 و ساعت 15:6
عكاسي وقت تلف كردن نيست 
امروز در سایت http://propicnet.com  به مطلب جالبی برخوردم.

پیشنهاد میکنم شما هم حتما آن را بخونید.


1- عکاسی را شروع کنید.

2- همه باید از یک جایی شروع کنند.

3- هیچ‌گاه بخاطر شهرت و کلاس گذاشتن عکاسی نکنید.

4- از آنچه که در حال عکس گرفتن هستید لذت ببرید.

5- تجهیزات و وسایل ضروری خود را به منظور عکس گرفتن با خود همراه داشته باشید.

6- به افکار و احساسات خود هنگام عکاسی توجه کنید.

7- سوژ‌ه‌هایی را برای عکاسی درنظر بگیرید که امکان دسترسی به آن‌ها را داشته باشید.

8- نکاتی را که در خصوص عکاسی یاد می‌گیرید به صورت نوت (خلاصه‌نویسی) در دفترچه‌ای یادداشت کنید تا برای همیشه در ذهنتان باقی بماند.

9- در شرایطی که به سه پایه نیاز است حتما از آن استفاده كنيد.

10- با پیشرفت‌های کوچک در امر عکاسی خوشنود شوید.

11- با عکس و عکاسی رابطه برقرار کنید.

12- از جایی که قرار است عکس بیاندازید ابتدا با قلبتان به آن نگاه کنید بعد با دوربین.

13- خونسرد و آرام باشید.

و ادامه مطلب  را حتما بخونید.

|+|
نوشته شده توسط امیر در جمعه ششم شهریور 1388 و ساعت 1:22
عطای عزیز آخرین وداع چقدر بد گذشت 

درحیرتم  از  مرام این  مردم  پست        این طایفه  زنده کش  مرده پرست

تا هست به ذلت بکشندش به جفا        تا مرد بحسرت ببرندش سر دست

عطای عزیز
جمعه در کنار قبر سید الشهدا و حضرت ابوالفضل به یادت بودم
شفایت را از خدا خواستم
اما انگار قرار نبود سرحال بشی و با برخورد بعضی از دوستان قدیمیت دوباره حالت بد بشه.
فکر که میکنم میبینم چه بهتر شد که رفتی و راحت شدی.
خیلی دلم واست تنگ شده.امروز داشتیم با بعضی از  بچه ها خاطراتی که باهات داشتیم را مرور میکردیم.
دیشب به یکی از بچه ها گفتم از کربلا و نجف واسه عطا تبرکی آوردم.قرار شد امروز عصر بیایم بیمارستان.
آماذه شدم که بیام
از فارس sms اومد که دیر شده
باید برای وداع آماده بشم
وای که چه حالی داشتم
ولی اومدیم بیمارستان و
با کلی التماس برای آخرین بار چهره معصوم و چروک تو رو از لای کفن دیدم.
حالا دیگه باید آماده بشیم واسه تشیع جنازه ات
آخرین وداع چقدر بد گذشت
خیلی بد
خدا بیامرزدت

عکسهای تشیع جنازه عطا افشاری

|+|
نوشته شده توسط امیر در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 0:56
مجتبی تکین ؛ دبیر گروه عکس خبرگزاری مهر به رحمت ایزدی پیوست 

عکاس متعهد و اخلاق گرا خبر شد

مجتبی تکین ؛ دبیر گروه عکس خبرگزاری مهر به رحمت ایزدی پیوست

مجتبی تکین عکاس با سابقه خبری کشور و دبیر گروه عکس خبرگزاری مهر و روزنامه بین المللی تهران تایمز بر اثر سانحه تصادف به رحمت ایزدی پیوست.

 

در این سانحه تصادف ناگوار که ساعتی پیش در مسیر جاده آستارا به سمت تهران به وقوع پیوست علاوه بر مجتبی تکین ، دختر خردسال وی هم به جوار رحمت الهی پیوست و خانواده آن مرحوم نیز به شدت مجروح شدند.

مجتبی تکین روزنامه نگار و عکاسی متین ، اخلاق گرا و متعهد بود که طی 2 دهه گذشته با ثبات در عملکرد حرفه ای به عنوان دبیر گروه عکس روزنامه بین المللی تهران تایمز و سپس خبرگزاری مهر فعالیت کرد. آن مرحوم در طی دوران فعالیت حرفه ای خود برنده جایزه های متعدد داخلی و خارجی در حوزه عکاسی خبری شد.

 

روحش شاد

بقیه عکسهای آقای تکین

|+|
نوشته شده توسط امیر در جمعه بیست و ششم تیر 1388 و ساعت 20:12
حسین فاطمی عکاس خبرگزاری یونایتدپرس در ایران 

حسین فاطمی، پس از پنج سال فعالیت در خبرگزاری فارس به طور رسمی و با مجوز اداره مطبوعات و رسانه‌های خارجی به عنوان عکاس دوم خبرگزاری یونایتدپرس، در بخش خاورمیانه شروع به فعالیت کرد.
از میان پنج عکاس پیشنهادی محمد خیرخواه، عکاس اول این خبرگزاری، دبیران عکس خبرگزاری یونایتدپرس، حسین فاطمی را به عنوان عکاس دوم انتخاب کردند. خبرگزاری یونایتدپرس اینترنشنال امریکا (UPI) با یکصد و یک سال فعالیت، دومین خبرگزاری از لحاظ قدمت پس از خبرگزاری آسوشیتدپرس امریکا (AP)با 157 سال فعالیت قرار دارد. حسین فاطمی متولد 1358 در شهر اردبیل است و کارنامه پرباری از ثبت عکس های خبری و موفقیت‌های عکاسی دارد  وی به تازگی وب سایت جدید خود را نیز رو نمایی کرده که در اینجا می‌توانید ببینید. عکس‌های فاطمی در خبرگزاری یونایتدپرس را هم اینجا می توانید ببینید. 
منبع سایت عکاسی
|+|
نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 14:30
حافظ دیوانه فالم را گرفت، یک غزل آمد که حالم را گرفت!!! 
 
حالمان بد نیست غم کم می خوریم

کم که نه !هر روز کم کم می خوریم

آب می خواهم,سرابم می دهند

عشق می ورزم,عذابم می دهند

ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط امیر در جمعه هفتم فروردین 1388 و ساعت 11:24
با اينا زمستونو سر می‌کنم، با اينا خسته‌گی‌مو در می‌کنم 


بوی عيدی، بوی توت، بوی كاغذرنگی،
بوی تند ماهی‌دودی وسط سفره‌ی نو،
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ،

با اينا زمستونو سر می‌کنم،
با اينا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

شادی شکستن قلک پول،
وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد،
بوی اسکناس تانخورده‌ی لای کتاب،

با اينا زمستونو سر می‌کنم،
با اينا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

فکر قاشق زدن یه دختر چادرسيا،
شوق یک خيز بلند از روی بته‌های نور،
برق کفش جف‌شده تو گنجه‌ها،

با اينا زمستونو سر می‌کنم،
با اينا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

عشق یک ستاره ساختن با دولک،
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه،
بوی گل محمدی كه خشک شده لای کتاب،

با اينا زمستونو سر می‌کنم،
با اينا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

بوی باغ‌چه، بوی حوض، عطر خوب نذری،
شب جمعه پی فانوس توی كوچه گم شدن،
توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی،

با اينا زمستونو سر می‌کنم،
با اينا خسته‌گی‌مو در می‌کنم

|+|
نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه پنجم فروردین 1388 و ساعت 0:57
تحريم خبرنگاران و عكاسان ورزشي شهر قم نسبت به پوشش خبري ديدار تيم صبا 
تحریم خبرنگاران وعکاسان قم نسبت به عملکرد مسئولان صبا قم

خبرنگاران و عکاسان شهر قم در اعتراض به عملکرد اعضای هیئت مدیره و مدیر عامل باشگاه صبای قم مبنی بر عدم اعزام خبرنگاران و عکاسان این شهر برای پوشش خبری مسابقات لیگ قهرمان آسیا، از تهیه خبر، عکس و حضور در نشست خبری پایان مسابقه امتناع ورزیدند .

لینک درجام جم وفارس ومهروایسناوپارسینه وایرناوبرنا وراسخون ودردودل‌هاي خبرنگاري ودوربین دات نت

|+|
نوشته شده توسط امیر در یکشنبه چهارم اسفند 1387 و ساعت 23:44
ممانعت از کسب خبر و عکاسی جرم است  
«بر اساس قانون کسی نمی‌تواند دوربین عکاس را که جزو اموال شخصی محسوب می‌شود, بدون دلیل موجه قانونی توقیف کند و طبق ماده پنجم قانون مطبوعات ممانعت از کسب خبر و عکاسی در مکان‌های غیر ممنوع, جرم محسوب می‌شود و قابل پیگیری است.
این را کامبیز نوروزی حقوقدان در کارگاه "بررسی مسایل حقوقی عکاسی مطبوعاتی" عنوان کرد.
این کارگاه با همت کمیته آموزشی انجمن، در محل خانه هنرمندان و با حضور عکاسان خبرگزاری‌های داخلی و خارجی و دبیران عکس مطبوعات برگزار شد.
کامبیز نوروزی درباره حقوق عکاسان مطبوعات در مواجهه با موضوعاتی چون حریم خصوصی و حق عکاسی در اماکن عمومی و خصوصی گفت: «بر اساس حق جریان آزاد اطلاعات و حق کسب خبر، خبرنگار و عکاس خبری می‌تواند از هر چیزی که ارزش خبری دارد عکس و خبر تهیه کند. همه دیوارها برای خبرنگار و عکاس مطبوعاتی, شیشه‌ای است مگر اسناد محرمانه و طبقه بندی شده, پایگاه‌های نظامی و امنیتی, مکان‌های سری و حریم خصوصی افراد.»
در این نشست عکاسان نیز تجربیات و مشکلات صنفی خود را در حین کار و در مواجهه با مردم و یا نیروهای انتظامی به بحث گذاشتند. کامبیز نوروزی در این مورد معتقد است که این مشکلات در جامعه بیش از آن که حقوقی باشد, فرهنگی است و هر جامعه‌ای برای حل مشکلات فرهنگی  خود نیاز به تحولات تدریجی دارد.
شایان ذکر است  تعدادی از عکاسان از جمله راهب هماوندی، جواد منتظری، بهروز مهری، جواد مقیمی، آذین زنجانی، حسین فاطمی، سجاد صفری، حسن سربخشیان، وحید سالمی، محمد خیرخواه، فرزانه خادمیان، بهمن جلالی، سامان اقوامی و محمد قدمعلی در کارگاه حضور داشتند.

منبع:سایت عکاسی

|+|
نوشته شده توسط امیر در سه شنبه یکم بهمن 1387 و ساعت 10:18
ترافيك خبري پنج‌شنبه‌ها در قم 
وقتي همه پنج‌شنبه و جمعه را براي استراحت و تفريح انتخاب مي‌كنن اين خبرنگار قمي بيچاره است كه تازه كارش شروع مي‌شه.

خبرنگار‌ها در طول هفته بايد جلسات كذايي برخي از اين آقايون مسئول را شركت كنه و پنج‌شنبه و جمعه هم زمان برگزاري همايش‌ها فرا مي‌رسه.
ادامه مطلب در وبلاگ همکار خوبم سید مهدی حسینی
|+|
نوشته شده توسط امیر در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 10:13
تبریک به همکار 
عکاس ايرناي قم ، جايزه سوم عکس جشنواره امام رضا (ع)درتهران را برد
|+|
نوشته شده توسط امیر در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 و ساعت 14:17
به بهانه شب قدر 

خوشــــا دمی که رسـد آرزو به حد کمــال
خوشا شبی که به عاشق رسد پیام وصال

تمـام عمــر اگر بگذرد به درد فــراق
چه غم ،چو قلب بود از امید مالا مال

ز زندگانی هشتـــاد و چارسـاله به است
شبی که ارزش آنست بیش از آن همه سال (*)

دهند مژده مهمـانـی خــدای جلیــل
فرشتگان، به تشرف به بارگاه جلال

ز میــزبان یــگانه به بنــدگان آرنـد
درود و مژده رحمت، نوید استقبال

شگفت اینکه بود روزهــای مهمـــانی
غذای جسم حرام و شراب روح حلال!

به بزم دوست همه هرچه هست هست جمیل
که تـابنــــاک بــــــود بارگـــه زنــــور جـــــــمال

به گوش جان رسد از محرمان خلوت انس
هــــزار پاسـخ راز عجــب بــدون ســـوال

ز سرخوشی نتوان گفت چون زمان گذرد
روان چگونه پرد در چنان شگفــت مجــال

چنیـن بود شـب تقـدیر تا طلیعه فجـر
که روشنی دمد و تیرگی رود به زوال

تو ناظم ! ار به سر آمد زمـان مهمانـی
بشو غبار غم از چهر خود ز اشگ زلال

کسی بود به یقین رستگار در دو سرای
که ماهی ازهمه سالش بود بدین منوال


(*) اقتباس از آیه : لیلةالقدر خیر من الف شهر (هزار ماه مساوی است تقریبا با هشتاد و چهار سال)
یعنی درک فیض یک شب قدر بهتر است از زندگانی یک عمر هشتاد و چهار ساله که در طول آن شب قدر ادراک نشود !

|+|
نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 و ساعت 20:2
فراخوان مسابقه بزرگ عکس مهدویت و انتظار  

جشنواره آینده روشن؛
معاونت فرهنگی هنری مؤسسه آینده روشن به مناسبت ایام نیمه شعبان و همزمان با برگزاری چهارمین همایش بین‌المللی دکترین مهدویت در قالب جشنواره آینده روشن نخستین مسابقه بزرگ عکس مهدویت و انتظار را برگزار می‌کند.
موضوعات مسابقه: انتظار و زندگی مدرن، انتظار در ادیان، آینده روشن، انتظار منجی عنصر وحدت ادیان، طلوع و انتظار، انتظار در طبیعت، تنهایی انسان و انتظار، انتظار و ارزش‌های انقلاب اسلامی، انتظار و عاشورا، انتظار و جشن‌های نیمه شعبان.
مقررات
- شرکت تمامی هنرمندان عکاس آزاد است.
- هر عکاس مجاز است 10 قطعه عکس و سه مجموعه از طريق سایت با Dpi300، ضلع بزرگ 2400pix ارسال کند.
- به هر عکس پذیرفته‌شده مبلغ 30 هزار تومان پرداخت خواهد شد.
- تجلیل برترین عکاس توسط ریاست محترم جمهوری در همایش بین‌المللی دکترین مهدویت.

جوایز: نفر اول 3 سکه، نفر دوم 2 سکه، نفر سوم 1 سکه
ثبت به نام پدیدآورنده در اولین بانک اطلاعات مهدی‌یاوران جهت حمایت‌های مادی و معنوی در طول سال.

معاونت فرهنگی هنری مؤسسه آینده روشن حق استفاده از آثار را با حفظ حقوق معنوی عکاس برای خود محفوظ دارد.
فرم شرکت در مسابقه در سایت موجود است.
مهلت ارسال آثار 14 مرداد.
همچنین شرکت‌کنندگان می‌توانند آثار خود را به دبیرخانه جشنواره به آدرسهای زیر ارسال نمایند.
نشانی دبیرخانه مرکزی: قم، بلوار 45 متری شهید صدوقی (زنبیل‌آباد)، بیست متری فجر، پلاک 112
نشانی دبیرخانه تهران: تهران، میدان فاطمی، خیابان جویبار، کوچه غفاری، پلاک 38
بر روی بسته‌ها حتماً قید شود: (مربوط به جشنواره آینده روشن)
جهت دریافت اطلاعات بیشتر می‌توانید با شماره تلفن های زیر تماس بگیرید:
دبیرخانه مرکزی، قم: 02512930712 از 8 صبح تا 19 و تهران: 88951765  از ساعت 8 صبح تا 16

|+|
نوشته شده توسط امیر در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 و ساعت 18:17
ولادت با سعادت مولود کعبه حضرت علی (ع) را به يكايك شماها تبریک عرض میکنم 

ولادت با سعادت مولود کعبه حضرت علی (ع) را به يكايك شماها تبریک عرض میکنم

حرم مطهر حضرت امام علی(ع)

ادامه عکسها

پـــدر ، واژه ي قشنگيه ! نه ؟ گرچه هر كسي مي تونه يه پـــــدر باشه ولي نبايد فراموش كنيم كه بــــــابــــــا بودن كار هر كسي نيست !
انشاالله كه سايه پرمهر بــــابــــاهاتون هميشه بالاي سرتون باشه و قدر اين نعمتي كه هم اكنون ازش بهره مند هستيد رو بهتر بدونيد كه اين قشنگترين هديه براي همه ي شماهاست.

بــابــا هاي تمـــوم دنيـــا روزتـــــون هــــزار بــــار مبــــارك بـــــاد

 

|+|
نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 و ساعت 10:21
راه بهشت ... 
مردی با اسب و سگش در جاده‌ای راه می‌رفتند. هنگام عبور از كنار درخت عظیمی، صاعقه‌ای فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهمید كه دیگر این دنیا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. گاهی مدت‌ها طول می‌كشد تا مرده‌ها به شرایط جدید خودشان پی ببرند.

پیاده ‌روی درازی بود، تپه بلندی بود، آفتاب تندی بود، عرق می‌ ریختند و به شدت تشنه بودند. در یك پیچ جاده دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند كه به میدانی باسنگفرش طلا باز می‌شد و در وسط آن چشمه‌ای بود كه آب زلالی از آن جاری بود. رهگذر رو به مرد دروازه ‌بان كرد و گفت: "روز بخیر، اینجا كجاست كه اینقدر قشنگ است؟"

دروازه‌بان: "روز به خیر، اینجا بهشت است."
- "چه خوب كه به بهشت رسیدیم، خیلی تشنه‌ایم."
دروازه ‌بان به چشمه اشاره كرد و گفت: "می‌توانید وارد شوید و هر چه قدر دلتان می‌خواهد بنوشید."
- اسب و سگم هم تشنه‌اند.
نگهبان:" واقعأ متأسفم . ورود حیوانات به بهشت ممنوع است."

مرد خیلی ناامید شد، چون خیلی تشنه بود، اما حاضر نبود تنهایی آب بنوشد. از نگهبان تشكر كرد و به راهش ادامه داد. پس از اینكه مدت درازی از تپه بالا رفتند،به مزرعه‌ای رسیدند. راه ورود به این مزرعه، دروازه‌ای قدیمی بود كه به یك جاده خاكی با درختانی در دو طرفش باز می‌شد. مردی در زیر سایه درخت‌ها دراز كشیده بود و صورتش را با كلاهی پوشانده بود، احتمالأ خوابیده بود.

مسافر گفت: " روز بخیر!"
مرد با سرش جواب داد.
- ما خیلی تشنه‌ایم . من، اسبم و سگم.
مرد به جایی اشاره كرد و گفت: میان آن سنگ‌ها چشمه‌ای است. هرقدر كه می‌خواهید بنوشید.
مرد، اسب و سگ به كنار چشمه رفتند و تشنگی‌شان را فرو نشاندند.
مسافر از مرد تشكر كرد. مرد گفت: هر وقت كه دوست داشتید، می‌توانید برگردید.
مسافر پرسید: فقط می‌خواهم بدانم نام اینجا چیست؟
- بهشت
- بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمری هم گفت آنجا بهشت است!
- آنجا بهشت نیست، دوزخ است.
مسافر حیران ماند:" باید جلوی دیگران را بگیرید تا از نام شما استفاده نكنند! این اطلاعات غلط باعث سردرگمی زیادی می‌شود! "
- كاملأ برعكس؛ در حقیقت لطف بزرگی به ما می‌كنند. چون تمام آنهایی كه حاضرند بهترین دوستانشان را ترك كنند، همانجا می‌مانند...

|+|
نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 و ساعت 16:36
با اهداي مدال به جاي سكه، بر اعتبار مسابقات عكس ايران بيافزاييم  

حسين فاطمي پيشنهاد كرد به جاي اهداي سكه‌هاي طلا در مسابقات مختلف عكاسي ايران، مدال‌هايي طراحي شود كه هم به اعتبار مسابقات عكاسي بيافزايد و هم داراي ارزش معنوي باشد. حسین فاطمی

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 11:9
اسم من غرور است... 

اسم من غرور است...
من سر تو کلاه مى‌گذارم.
من تو را از مقصدى که خدا برايت قرار داده گمراه مى‌کنم...
زيرا تو بايد به راه خودت بروى.
من تو را از اين که از زندگى خود رضايت خاطر داشته باشى باز مى‌دارم...
زيرا تو استحقاق بيشترى در زندگى دارى.
من تو را از اين که آرامش درونى داشته باشى باز مى‌دارم...
زيرا آنقدر وجود تو را تسخير کرده‌ام که هرگز نمى‌توانى ديگران را ببخشى.
من تو را از پارسايى و پرهيزکارى باز مى‌دارم...
زيرا تو از پذيرش خطاهايت سر باز مى‌زنى.
من تو را در ديدن واقعيت‌ها گمراه مى‌کنم ...
زيرا تو به جاى آن که از پنجره به بيرون نگاه کنى بيشتر در آينه نگاه مى‌کنى.
من تو را از داشتن دوستان واقعى محروم مى‌کنم ...
زيرا هيچکس خودِ واقعى تو را نخواهد شناخت.
من تو را از داشتن عشق حقيقى محروم مى‌کنم ...
زيرا عشق حقيقى نيازمند فداکارى و از خود گذشتگى است.
من تو را از شکر کردن به درگاه خدا باز مى‌دارم ...
زيرا تو را متقاعد مى‌کنم که بايد همه چيز را در خودت جستجو کنى.
اسم من غرور است. من سر تو کلاه مى‌گذارم.
تو مرا دوست دارى ...
زيرا فکر مى‌کنى که من هميشه مراقب تو هستم.
امّا اين‌ها واقعيت ندارد.
من در صدد هستم که تو را گمراه کنم و از تو آدم نادانى بسازم.
خدا چيزهاى بسيارى را در اين دنيا براى خوشبختي تو قرار داده است، من هم قبول دارم، ولى نگران نباش...
چون اگر به من اعتماد داشته باشى و به من بچسبى هرگز نخواهى فهميد كه چگونه عمل كني!

|+|
نوشته شده توسط امیر در یکشنبه پنجم خرداد 1387 و ساعت 18:12
مرگ همکار 
یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:
 
دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.
در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است.

این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند: این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!
 
کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد.
 
آینه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصویر خود را مى‌دید. نوشته‌اى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:
تنها یک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید زندگى‌تان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقیت‌هایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید به خودتان کمک کنید.
 
زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدین‌تان، شریک زندگى‌تان یا محل کارتان تغییر مى‌کند، دستخوش تغییر نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مى‌کند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مى‌باشید.
 
مهم‌ترین رابطه‌اى که در زندگى مى‌توانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.
 
خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکن‌ها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیت‌هاى زندگى خودتان را بسازید.
دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آن‌ها اعتقاد دارد را به او باز مى‌گرداند. تفاوت‌ها در روش نگاه کردن به زندگى است.
|+|
نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:28
 

یا مقلب القلوب و الابصار

آغاز سال 1387 خورشیدی سال نوآوری و شکوفایی بر هموطنان عزیر مبارک باد.

آغاز سال 1387 خورشیدی سال نوآوری و شکوفایی بر هموطنان عزیر مبارک باد.

بقیه عکسها در مهر 1 و2

|+|
نوشته شده توسط امیر در شنبه سوم فروردین 1387 و ساعت 8:21
موفقیت عکاس قمی در بین عکاسان شهرستانی خبرگزاری فارس 
در پايان نشست نمايندگان خبري و عكاسان خبرگزاري فارس در سراسر كشور كه در تهران برگزار شد، 2 تن از عكاسان اين رسانه با رأي داوران برگزيده شدند. بر پايه اين گزارش، مهدي مريزاد از قم و علي محمدي از اصفهان به دليل همكاري و هماهنگي با دفاتر خبري، حجم بالاي توليدات، ارائه سوژه‌هاي خبري، اطلاع‌رساني تصويري، تعداد گزارشات تصويري، تاثيرگذاري تصوير بر خبر و ارسال به موقع آثار از ميان 30 عكاس استاني انتخاب و معرفي شدند.

|+|
نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 و ساعت 0:45
اعتراض دسته جمعي عكاسان خبري به برخورد نامناسب مسئولين 
مقام محترم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
جناب آقای دکتر صفار هرندی

سابقه مطبوعاتی و رسانه ای حضرتعالی این اطمینان را به امضا کنندگان این نوشته می دهد که از شان و جایگاه عکاسان در رسانه ها آگاه و احتمالا اخبار مربوط به ایشان را مطالعه نمایید.
شاید بارها و بارها شما از طریق رسانه های کشور و یا از طریق مشاوران و مرطبتین از عدم رفتار صحیح با عکاسان تلاشگر و زحمتکش رسانه ها مطلع شده باشد. رفتارهایی که گه گاه بوی خصمانه از آنها به مشام می رسید و در بسیاری باعث لطمات جدی جسمی و مالی به ایشان شده بود.

آقای وزیر! همیشه گمان ما بر این بود اگر روزی شکایت به پیش شما می آوریم شکایتمان از کمی امکانات و محدود بودن توجه وزارت مطبوع حضرتعالی به عکاسان رسانه ای است که عرصه را برای رقابت با خارج از ایران ، علی رغم اعتراف بسیاری از محافل خارجی به توانایی بالقوه عکاسی رسانه ای ایران، تنگ می بینیم که اینطور نیز هست و حتما بارها به سمع حضرتعالی به طرق مختلف رسیده است.
اما ذهی خیال باطل.

جناب وزیر! ما شکایت از رفتار غیر محترمانه و غیر منصفانه محافل غیر رسانه ای بر شما می بریم.
رفتاری که بعضا اینجانبان را به انسان بودن و محترم بودنمان مشکوک می کند که چرا اگر هستیم چنان وقیهانه حیثیتمان را و یا ارزش انسانیمان را به زیر سوال می برند.
نمونه بسار است ، اما از گلچین این همه کج رفتاری و بدخلقی های نا بجا و بی دلیل ، دسته گلی را از مجموعه تحت نظر آن وزارتخانه به عرض می رسانیم که هم از باب دفاع حقوق خود به شما مربوط میدانیم و هم از نظر نظارتی مسولیت حضرتعالی بر آن ارگان.

بی شک اگر قرار باشد نزدیک ترین و شبیه ترین رسانه را به عکاسی نام برد حتما نام سینما را باید آورد.
حال انکه درارگانی که مسولیت هدایت و سیاستگذاری شبیه ترین و نزدیک ترین رسانه به عکاسی را به عهده دارد با جمعی از همکارانمان و همصنفانمان در نهایت بی ادبی و کم لطفی آنهم از سوی مدیریت روابط عمومی ، بد رفتاری شده و ادعای بی احتیاجی در جهت پوشش تصویری اخبار مربوط به ارگان خود و فراتر از آن مربوط به جشنواره فیلم فجر به عکاسان شده است.بله جناب وزیر بنیاد سینمایی فارابی را می گوییم.

چگونه مدیر روابط عمومی ارگان تحت نظر وزارت خانه شما و همچنین به اصطلاح سیاستگذار مجموعه سینمای کشور با این کمبود ادب و ندانستن و نشناختن مخاطب سخنان خود که نماینده تمام قد ارگان خود است ، می تواند توانایی ارگان مطبوع خود را در هدایت سینمای کشور به اطلاع عموم برساند.
شما خود با توجه به این نوع رفتار آیا به توانایی های مجموعه حاضر شک نمی کنید.؟ مدیریتی که انتخابی صحیح را برای ارتباط خود با فضای عمومی برنگزیده است آیا در گزینشهای دیگر موفق خواهد بود.

جناب وزیر! امضا کنندگان این نامه امید خود را برای تصحیح این اوضاع به شکل کلی به نا امیدی تبدیل کرده اند ، مخصوصا با دیدن رفتاری اینچنین از مدیر روابط عمومی مجموعه ای فرهنگی در این سطح و لذا تصمیم به برخوردی جدی دارند ، از این رو امضا کنندگان این نامه و گمان می کنیم کل جامعه عکاسی رسانه ای کشور پس از مطلع شدن از این اتفاق، پوشش تصویری کلیه مراسمها و اتفاقات سینمایی کشور را که از طریق مجراهای دولتی ، تاکید می کنیم فقط دولتی علی الخصوص بنیاد سینمایی فارابی برگزار می شود و هچنین جشنواره فیلم فجر را تا اطلاع ثانوی کم لن یکن و تحریم اعلام می کنند، مگر با برخورد مستقیم حضرتعالی با مسبب این جریان و معذرت خواهی رسمی بنیاد سینمایی فارابی در روز افتتاحیه جشنواره فیلم فجر که ریاست این بنیاد ، دبیری جشنواره را برعهده دارد.

گمان می کنیم اذعان به حقوق عکاسان در بیانیه افتتاحیه جشنواره فیلم فجر باعث خواهد شد دیگر چنین اتفاقی حداقل در حوزه سینما و شاید فرهنگ تکرار نشود.
به امید ارتقا سطح کیفی و فرهنگی ارتباطات رسانه ای ارگانهای کشور علی الخصوص دولتی.

باتشکر
جمعی از اهالی جامعه عکاسی رسانه ای کشور

رونوشتها:
- ریاست محترم جمهور جناب آقای محمود احمدی نژاد
- دفتر بازرسی دفتر مقام معظم رهبری
- جناب آقای الهام رییس شورای اطلاع رسانی دولت
- مشاورین محترم رسانه ای و مطبوعاتی ریاست جمهور
- دبیر محترم شورای اطلاع رسانی دولت
- معاون حقوقی وزیر محترم ارشاد
- معاون مطبوعاتی وزیر محترم ارشاد
- مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد
- خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران
- سایر خبرگزاریها و مطبوعات و رسانه های دیداری و شنیداری
- انجمن صنفی روزنامه نگاران
- انجمن صنفی عکاسان مطبوعات با اظهار تاسف
- ریاست محترم بنیاد سینمایی فارابی
- روسای مراکز فرهنگی کشور
- خانه عکاسان ایران
- خانه سینما
- صنف عکاسان سینمای خانه سینما
- جامعه خبرنگاران حوزه سینما

منبع:دوربین دات نت

|+|
نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 0:25
به احترام 54 سالگی"سيف‌الله صمديان" 

«تصاوير از سيف‌الله صمديان رو نمي‌گيرند و به احترام نگاه صميمانه‌اش كلاه از سر خود برمي‌دارند، چراكه چشم‌هاي سيف‌الله عكس‌ها را به‌صداقت دوربين شاتر مي‌زنند.»

عکس:ساتیار امامی

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط امیر در یکشنبه هفتم بهمن 1386 و ساعت 23:10
جايزه اول جشنواره هنری كريمه اهل‌بيت(س) به عكاس ايكنا رسيد  
جايزه اول جشنواره هنری كريمه اهل‌بيت(س) به عكاس ايكنا رسيد

گروه هنر: جايزه اول بخش عكس جشنواره فرهنگی هنری كريمه اهل‌بيت(س) به عكاس خبرگزاری ايكنا رسيد.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، «امير حسامی‌نژاد» عكاس شعبه قم ايكنا به عنوان نفر اول مسابقه عكس جشنواره سراسری فرهنگی هنری كريمه اهل‌بيت(س) در قم شناخته‌شد.

به گفته حسامی‌نژاد، اين جشنواره در 16 بخش مختلف برگزار شد كه عكس يكی از اين بخش‌ها بود كه 430 قطعه عكس از 68 عكاس در اين مسابقه حضور داشت كه 64 عكس در مرحله نخست انتخاب و در انتها حسامی‌نژاد به عنوان عكاس برتر برگزيده شد.

 حسامی‌نژاد برنده جايزه نخست
حسامی‌نژاد كه متولد سال 1360 است، با 9 عكس با موضوع حرم حضرت معصومه(س) و امامزادگان در اين جشنواره شركت كرد و برنده لوح تقدير، تنديس جشنواره و سه عدد سكه بهار آزادی شد

همچنين در اين جشنواره «قدير وقاری‌شورجه» از مشهد نفر دوم و «اخلاقی» از قم به عنوان نفر سوم انتخاب شدند.

حسامی‌نژاد كه متولد سال 1360 است، با 9 عكس با موضوع حرم حضرت معصومه(س) و امامزادگان در اين جشنواره شركت كرد و برنده لوح تقدير، تنديس جشنواره و سه عدد سكه بهار آزادی شد.

وی تا كنون مقام‌های متعددی در جشنواره‌های داخلی دريافت كرده كه از اين عناوين می‌توان به مقام دوم جشنواره سراسری طلیعه ظهور، مقام سوم جشنواره نيايش، مقام اول جشنواره سالانه عكس قم (84)، مقام سوم جشنواره سالانه عكس قم(83) و مقام سوم جشنواره عكس شهروندی قم اشاره‌كرد.

حسامی‌نژاد سابقه 10 سال فعاليت در عرصه عكس را دارد و 4 سال است كه به صورت حرفه‌ای به عكس خبری می‌پردازد همچنين وی تا يك ماه ديگر اولين نمايشگاه انفرادی خود با موضوع عكاسی از عتبات عاليات را برگزار خواهدكرد.

از ساير فعاليت‌های وی می‌توان به دبيری سرويس عكس خبرگزاری آينده روشن كه اخبار مهدويت را پوشش می‌دهد و فعاليت در شعبه قم خبرگزاری مهر اشاره‌داشت.

|+|
نوشته شده توسط امیر در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت 15:25
حضرت معصومه(س)، بانوی کرامت و کوثر معرفت 
 اول ذیقعده سالروز ولادت حضرت معصومه (س) است، بانوی بزرگواری که عصمت مادر خود حضرت زهرا (س) در او تجلی یافت، وی غرق در عبادت و نیایش، پیراسته از زشتیها و کوثر معرفت است .

عمه سادات سلامون علیک

حضرت فاطمه معصومه (س) اول ذیقعده سال 173 هجری، در شهر مدینه چشم به جهان گشود. این بانوی بزرگوار از همان آغاز در محیطی پرورش یافت که پدر، مادر و فرزندان، همه به فضایل اخلاقی آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسایی و تقوا، راستگویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی و پاکدامنی و نیز یاد خدا، از صفات برجسته این خاندان پاک سیرت و نیکو سرشت به شمار می رفت.

ادامه مطلب

یا حضرت معصومه(س)

بقیه عکسها

  القاب حضرت معصومه

کریمه اهل بیت، طاهره (پاکیزه)،  حمیده (ستوده)؛ بره (نیکوکار)؛ رشیده (حد یافته)؛ تقیه (پرهیزگار)؛ رضیه (خشنود از خدا)؛  سیده صدیقه (بانوی بسیار راستگو)؛ سیده رضیه مرضیه (بانوی خشنود خدا و مورد رضای او). همچنین محدثه و عابده از صفات و القابی است که برای حضرت معصومه (س) عنوان شده است.

|+|
نوشته شده توسط امیر در یکشنبه بیستم آبان 1386 و ساعت 23:36
کتک به جرم عکاسی 

کتک به جرم عکاسیکتک خوردن به جرم عکاسی

ادامه مطلب در سایت ساتیار امامی

متاسفانه نیروی انتظامی در ایران رفتار خوبی با قشر زحمت کش عکاسان خبری ندارد.

این صحنه ها در اکثر برنامه های خبری رخ میدهد

اما کی درست میشود،

خدا میداند. 

|+|
نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 و ساعت 9:9
و بالاتر از عشق 
چند روز پیش در وبلاگ دوست عزیزم آقای حیدر رضائی مطلبی خواندم با عنوان بالاتر از عشق.

واقعا در این دنیا که آدم هزار گرفتاری داره،کم کسی پیدا میشه که به دنبال کار مردم بره.

بالاتر از عشق حکایت عشقی آسمانیست از طرف آمنه به...

حتما ادامه ادامه مطلب و غیرت ایرانی (1) را بخوانید.بالاتر از عشق

 

|+|
نوشته شده توسط امیر در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 14:20
آخ جون! 

باز هم چهارشنبه‌سوری از راه می‌رسد و از آنجایی که این شب از سنت‌های جیز و ویز ایرانی می‌باشد مجبوریم ادا کنیم تا به از خودبیگانگی و غرب‌زدگی و سایر موارد متهم نشویم. اما از آنجا که ما خیلی ایرانی هستیم و علاقه وافری به سنن و آیین‌هایمان داریم به خاطر اینکه اجرای آیین‌ها به خودمان هم بچسبد خودمان را می‌سوزانیم، تا چهارشنبه‌سوری را به معنای واقعی کلمه حس کرده باشیم و برای این که به دیگران هم بچسبد آن‌ها را هم می‌سوزانیم؛ به هر حال برای این که آنها نیز از این آیین لذت ببرند اول آنها را می‌سوزانیم، بعد خودمان را.

ما تا پای جان پای سنت‌ها و آیین‌هایمان ایستاده‌ایم. تا جایی که برای دفاع از این سنن گران‌قدر از نارنجک و توپ و خمپاره و سایر سلاح‌های گرم دریغ نمی‌کنیم.

بابا شما کجای کارید؟! طبق آخرین نظریه از سوی سنت‌پرستان ایرانی در شهری که آمار سوختگان و کشتگانش در چهارشنبه‌سوری بیش‌تر باشد مردم آن شهر غیرت ایرانی بودنشان بیش‌تر است چون رسم و رسوم ایرانی را به نحو احسن بجا آورده‌اند. اصلا آقا یک عده آمده‌اند و نظریه داده‌اند مردم ما چون ملت فداکاری هستند حاضرند به خاطر آداب و رسم ایرانی سالی یک بار صحنه جنگ جهانی اول و دوم و حمله‌ اسکندر مقدونی و خاطرات ضحاک خدابیامرز را یکجا با هم به نمایش در آورند. پیش‌بینی شده در سال‌های آتی ایرانی‌های سلحشور چهارشنبه‌سوری را با استفاده از انرژی هسته‌ای جشن می‌گیرند.

در ادامه، مصاحبه‌ای داریم با یکی از جان‌باختگان چهارشنبه‌سوری:

الو سلام چه خبر از اون دنیا خوش می‌گذره؟

ـ ای بد نیست فعلا که آتیش می‌باره.

اینجا بارون می‌باره شما چرا رفتین اون دنیا؟

ـ رفیق ناباب داشتیم آقا. بهمون گفت پرتش کن تو خوابگاه دخترا جیغ بزنن بخندیم آقا.

خب پرت کردی؟

ـ نه آقا!

چرا؟ دلت به حالشون سوخت؟

ـ نه آقا قبل از این که پرتش کنیم آقا ییهو دیدیم از تو دماغمون داره دود می‌یاد آقا. آسین و ماسین و یقه و مقه و خشتک و مشتک و پاچه و ماچه همه پاره و ماره شده آقا. صورتم شده مثل یه کاکا سیاه که با ادیسون تصادف کرده. بعدشم که نفهمیدیم چی شد آقا چشامونو باز کردیم دیدیم قبره بدجوری فشتار می‌یاره آقا.

خب عزیزان امیدوارم از این مصاحبه خطری مطری لذت برده باشین. در پایان با شعار سوزندگی برازندگی با همه شما خداحافظی می‌کنم. وعده ما در بعد از چهارشنبه‌سوری در بیمارستان‌ها و قبرستان‌ها اگر خواستید با ما باشید کافیست قبل از مراجعه در بیمارستان یا قبرستان مورد نظر یک تخت یا یک قبر رزرو کنید.

به امید دیدار

انجمن حمایت از چهارشنبه‌سوری با چاشنی توحش

راضیه

|+|
نوشته شده توسط امیر در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 و ساعت 22:5
راه‌يافته‌گان به جشنواره عکس بیست و هشتمین بهار آزادی 
انتخاب و داوری نخستین جشنواره سراسری عکس بیست و هشتمین بهار آزادی دهم اسفند در ارومیه برگزار و از 1584عکس رسیده 50 ‏عکس از 33 عکاس به نمایشگاه راه یافت.‏

محمود رضا امیری اندی (تهران) - رضا ابراهیمی قزیلجه (ارومیه) - احمد فراهانی ‏‏(ملایر) - حسین مهرابی (قم) - رضا گلچین کوهی (کرج) - صدیقه کریم قاسمی (رابر) - ‏سید مهدی رضایی(گنبد کاووس) - میلاد معصومی (اهواز) - محسن رضایی ‏‏(تهران) - علیرضا قمری (کرمانشاه) - مریم احسانی مطلق(قم) - جعفر ‏بزازپور(ارومیه) - فتح الله محمودی(تهران) - وحدت صدرمحمدی(تبریز) - آزاده نوزاد ‏‏(تهران) - فرزاد آریان نژاد (شیراز) - صادق رحمانی (کاشمر) - مهدی قاسمی ‏‏(کاشمر) - اعظم محمدی (زنجان) - علی توابی ثابت فومنی(تهران) - محمد مهدی ‏کشاورزی(کرج) - آزیتا بیات (کرج) - علی اکبر شیریان (تهران) - مجتبی ملک پوریان ‏‏(تهران) - سعید سروش (لرستان) - حسین اینان لو (تهران) - راحله زمردی نیا ‏‏(تهران) - امیر حسامی نژاد(قم) - آزاده خالقی (تهران) - بهنام صدیقی (تهران) - مازیار ‏فرزانه (تهران) - جاوید تفضلی (مشهد) - محسن راستانی(تهران)‏

نمایشگاه از 13 لغایت 17 اسفند در مجتمع فرهنگی هنری ارشاد ‏ارومیه برگزار و مراسم اهدای جوایز برگزیدگان ساعت 10 صبح ‏روز پنجشنبه 17/12/85 برگزار می شود.
لازم به توضیح است که ‏مجتبی آقایی به علت مشکلات کاری نتوانست در داوری شرکت کند و از ‏مسعود زنده روح کرمانی جهت قضاوت عکس ها دعوت شد و هیئت داوران ‏با حضور مسعود زنده روح کرمانی – جواد پورصمد – رومین محتشم تشکیل شد‏‏.

|+|
نوشته شده توسط امیر در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 و ساعت 23:42
حضور در فراخوان‌های عکاسی پس از مهلت تعيين شده! 
در جامعه عکاسی ايران و در ميان عکاسان حرفه‌ای ارسال آثار برای نمايشگاه‌ها و فراخوان‌ها در آخرين مهلت و بعضا" پس از ‏اتمام مهلت تعيين شده تبديل به يک عادت اجتناب ناپذير شده است! در برپايی هر نمايشگاه و فراخوانی شاهديم که ‏با پايان مهلت ارسال آثار تماس و پی‌گيری بسياری از سوی عکاسان حرفه‌ای با دبيرخانه و مسئولين برگزاری گرفته می‌شود ‏که درخواست پذيرش آثار خود را دارند. حال اگر آن دبيرخانه و مسئولين از قبول عکس‌ها خودداری کند موجب ‏آزردگی خاطر آن عکاس هم می‌شود. حال سوال اين است که در جامعه حرفه‌ای ما چرا پايبندی به قوانين مسابقات و فراخوان ها تا به اين حد بی‌‏ارزش شده است؟
در تدوين فراخوان‌های مسابقات عکاسی برگزارکنندگان زمانی را برای تمديد در نظر می‌گيرند و تمديد شدن مهلت تحويل آثار به يک امر بديهی تبديل شده است. متاسفانه اين شيوه غلط تا به آنجا ادامه دارد که برخی از عکاسان تحويل آثار پس از پايان مهلت را برای خود يک امتياز و موفقيت تلقی می‌کنند و با بی‌تفاوتی به مهلت مقرر، هميشه و در تمام فراخوان‌ها آثار خود را پس از پايان مهلت تحويل می‌دهند. نکته جالب توجه اين که به تازگی در مسابقات مهم بين‌المللی مانند world press photo هم شاهد بوديم که پس از پايان مهلت بسياری از عکاسان حرفه‌ای از تمام روابط خود استفاده می‌کردند تا آثار خود را برای اين مسابقه مهم جهانی ارسال کنند.
سايت عکاسی به دنبال يافتن دلايل اين رفتار است. نظر شما چيست؟

منبع

|+|
نوشته شده توسط امیر در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و ساعت 22:10
پذيرفته‌شدگان مسابقه سراسری عکس ماهشهر 

با پايان داوری جشنواره عکس ماهشهر اسامی پذيرفته‌شدگان اين مسابقه اعلام شد.

بخش ويژه / تك عكس:
مرتضی ‌دژ‌آهنگ، شهين غبيشاوی، محمد هاديان، ابراهيم سيان، رحمانعلی ملاعابدلقب، بهنام رضازاده، اميرحسامی‌نژاد، راضيه سادات حسينی، محمدرضا امتنانی، مهدی زارعی، علی كردی، جابر احمدی، آزاده نوزاد، شاهپورشيری سيچانی، حامد يغمائيان، علی سراج‌همدانی، جاويد تفضلی، شاهرخ حيدری، ابوالعباس نيايی، علی سلطانی‌ تهرانی.

بخش مجموعه ويژه:
سيد مجتبی خاتمی، مرتضی تيموری، علی سراج، جاويد تفضلی، حميد شفيعی‌زاده، راحله زمردی نيا، ملوك ميرزايی.

بخش تك عكس / آزاد:
امين نظری، محمد زارعی، كاظم حسينی، بابك بردبار، هومان می‌آبادی، قاسم معماری، حسن سلطانی تهرانی، وحيد فرجی، بابك كاظمی، حامد يغمائيان، وحيد ايمان‌طلب، مهران سبزقبايی، جاويد تفضلی، ابراهيم بهرامی، حسين جلودار، عليرضا وحيد، جلال شمس‌آذران، غلامرضا مسعودی، محمد شفيع‌خانی، ميترا ابوترابی‌فرد، پانته‌آ صادقی‌راد، محمد تقی اعرابی، مهدی قنواتی، حميد شفيعي‌زاده، علی سراج همدانی، يلدا معيری، بهناز سيدی سادات، كيارنگ علايی، آزيتا بيات، رضا عباسی، جعفر بزازپور، بهنام رضا‌زاده، احد تهامی، نورالدين قاسمی‌مقدم، شاهرخ حيدری، حامد برومند قوچانی.

بخش مجموعه / آزاد:
محمد زارعی، علي توكلی‌فر، پيمان عباس‌زاده، علی سلطانی تهرانی، غلامرضا مسعودی، گلريز فرمانی، حسين شيرالی، كوروش عسكری و آزيتا بيات.

داوری آثار اين دوره بر عهده بهمن جلالی، حسن سربخشيان و پيمان هوشمندزاده است و نمايشگاه جشنواره نيمه اسفند برگزار می شود.

|+|
نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه دوم اسفند 1385 و ساعت 22:2
کسی که نرفته کربلا یه آرزو داره ورفته هزار آرزو. 
      • کرببلا،دلمو برده
      • بقیه عکسها
      • این عکسهارو سه سال پیش توی بین الحرمین گرفتم.خدا زیارت کربلا رو قسمت همه عاشقای امام حسین بکنه.از همه کسائکه این عکسا رو می بینن التماس دعا دارم. به خدا خیلی دلم برا راه رفتن توی بین الحرمین تنگ شده.
      • آخ اگه بدونید چه حالی میده توی بین الحرمین قدم زدن و نگاه کردن به گلدسته های طلائی حرم امام حسین و حضرت عباس.
      • یه مداح تویی روضه میگفت که کسی که نرفته کربلا یه آرزو داره ورفته هزار آرزو.
      • خدایا عاجزانه التماست میکنم  زیارت کربلا رو نصیب همه عاشقا بکن. 
|+|
نوشته شده توسط امیر در یکشنبه پنجم شهریور 1385 و ساعت 18:36
دروغ قشنگه یا حقیقت 
روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود
|+|
نوشته شده توسط امیر در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 و ساعت 18:32
من خدارو دوست دارم شما چطور؟ 
 خدا رو دوست دارم چون *آي ديش* هميشه روشنه

خدا رو دوست دارم چون به همه *پي ام ها* جواب ميده

خدا رو دوست دارم چون حرفاي آدم رو *سند توآل* نمي كنه

خدا رو دوست دارم چون هيچ كسي رو *ايگنور* نمي كنه !


 

|+|
نوشته شده توسط امیر در سه شنبه ششم تیر 1385 و ساعت 20:38
گفتگو با خدا 

گفتگو با خدا

در رویاهایم دیدم که با خدا گفتگو می کردم.خدا پرسید: پس تو می خواهی با من گفتگو کنی ؟ من گفتم : اگر وقت داری. خدا گفت : وقت من بی نهایت است ٬ در ذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی؟

پرسیدم : چه چیز بشر ٬ شما را سخت متعجب می سازد.

خدا پاسخ داد: کودکی شان ٬ این که آنها از کودکی شان خسته می شوند  عجله دارند که بزرگ شوند و بعد از مدتها دوباره آرزو می کنند که کودک باشند.

این که آنها سلامت خود را از دست می دهند تا پول به دست آورند و بعد پولشان را از دست می دهند تا دوباره سلامت خود را به دست آورند.

این که با اضطراب به آینده می نگرند و حال را فراموش می کنند بنابراین نه در حال زندگی می کنند و در اینده ٬ این که آنها به گونهای زندگی می کنند که گویی هرگز نمی میرند و به گونه ای می میرند که گویی هرگز زندگی نکرده اند . دستهای خدا دستانم را گرفتند .  برای مدتی سکوت کردیم و من دوباره پرسیدم : به عنوان یک پدر می خواهی کدام یک از درسهای زندگی را فرزندانت بیاموزند؟

گفت: بیاموزند که نمی توانند کسی را وادارکنند که عاشقشان باشد .

همه کاری که آنها می توانند بکنند این است که اجازه دهند خودشان دوست داشته باشند. بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند . بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخمت را التیام بخشیم .

بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را داراست بلکه کسی است که به کمترین ها نیاز دارد.

بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند .

بیاموزند که چگونه احساساتشان را نشان دهند٬ بیاموزند که فقط کافی نیست دیگران را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند.

من با خضوع گفتم : از شما به خاطر این گفتگو متشکرم آیا چیز دیگری هست که دوست دارید فرزندانتان بدانند ؟

خداوند لبخند زد و گفت : فقط بدانند من اینجا هستم ؟ همیشه...

|+|
نوشته شده توسط امیر در شنبه سی ام اردیبهشت 1385 و ساعت 22:44
 

 

ما كه رفتيم ولي يادت باشه ديوونه بوديم

واسه تو يه عمر اسير تو كنج اين خونه بوديم

ما كه رفتيم تو بمون با هر كي كه دوستش داري

با اوني كه پنهوني سر روي شونش ميذاري

ما كه رفتيم ولي اين رسم وفاداري نبود

قصه ي چشماي تو واسه ما تكراري نبود

ما كه رفتيم وليكن قدرتو دونسته بوديم

بيشترم خواسته بوديم ولي نتونسته بوديم

ما كه رفتيم تو برو دل بده دست ديگري

به قول حافظ ما هم داريم يه يار سفري

ما كه رفتيم تو بشين زير نگاه عاشقش

آرزوم اينه فقط تلف نشه دقايقش

ما كه رفتيم تو بمون با اون كه از راه اومد

با اون كه با اومدنش خنجر به قلب من زده

ما كه رفتيم ولي مزد دستاي ما اين نبود

دل ما لايق اين كه بندازيش زمين نبود

ما كه رفتيم دل نديم ديگه به عشق كاغذي

لااقل مي يومدي پيشم واسه خداحافظي

|+|
نوشته شده توسط امیر در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385 و ساعت 10:33
آیا شما هم ثروتمند هستید. 

 روزي يك مرد ثروتمند پسر بچه كوچكش را به يك ده برد تا به او نشان دهد مردمي كه در آنجا زندگي ميكنند چقدر فقير هستند. آن دو يك شبانه روز دز خانه محقر يك روستايي مهمان بودند.

در راه بازگشت و در پايان سفر مرد از پسرش پرسيد:« نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟»

پسر پاسخ داد:« عالي بود پدر

پدر پرسيد:« آيا به زندگي آنها توجه كردي؟»

پسر پاسخ داد :« بله پدر

و پدر پرسيد « چه چيز از اين سفر ياد گرفتي؟»

پسر كمي انديشيد و بعد به آرامي گفت:« فهميدم كه ما در خانه يك سگ داريم و آنها چهارتا. ما در حياطمان يك فواره داريم و آنها رودخانه اي دارند كه انتها ندارد. ما در حياطمان فانوسهاي ترئيني داريم و آنها ستارگان را دارند. حياط ما به ديوارهايش محدود ميشود اما باغ آنها بي انتهاست

با شنيدن حرفهاي پسر زبان مرد بند آمده بود. پسر بچه اضافه كرد:« متشكرم پدر، تو به من نشان دادي كه ما چقدر فقير هستيم

|+|
نوشته شده توسط امیر در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 16:12
فکر کن گريه قشنگ است ٬بخند 

آدمک آخر دنياست ٬بخند         

 آدمک مرگ همين جاست ٬بخند

        آن خدايي که بزرگش خواندي

               به خدا مثل تو تنهاست ٬بخند

             دست خطي که تو را عاشق کرد

                         شوخي کاغذي ماست٬بخند

فکر کن درد تو ارزشمند است

     فکر کن گريه قشنگ است ٬بخند

       صبح فردا به شبت نيست که نيست

                          تازه انگار که فرداست ٬بخند

                              راستي آنچه که يادت داديم

                               پر زدن نيست که درجاست ٬بخند

                                            آدمک نغمه ي آغاز نخوان

                                                   به خدا آخر دنياست ٬بخند

|+|
نوشته شده توسط امیر در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 15:16
 
خدایا !
یک بار دیگر تجربه بودن را به من بیاموز!
خدایا !
یک بار دیگر تجربه داشتن را به من بیاموز!
خدایا !
یک بار دیگر تجربه دوباره دیدن را به من بیاموز!
خدایا !
یک بار دیگر تجربه دوباره صبرکردن را به من بیاموز!
خدایا !
یک بار دیگر تجربه دوباره تجربه کردن را به من بیاموز!
اما خدایا !
..........................در این تجربه ها مرا تنها نگذار!
آمين
|+|
نوشته شده توسط امیر در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 و ساعت 23:8
 
من هركجا عشق را نيابم . پس عشق ميورزم . آنگاه آنجا عشق خواهد بود . و من ان را خواهم يافت پس من زندگي مي كنم نه براي اين كه به دنيا امده ام براي اينكه دنيايي كه به ان امده ام زيباست . ولي ميروم .نه براي ان كه دنيا را ترك گويم . براي ان كه به دنيايي زيباتر سفر كنم.
|+|
نوشته شده توسط امیر در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 و ساعت 22:14
 

هيس . آروم تر ؛ گل ها خوابند.

با تو ام ! مگه نمي شنوي ؟!!

چرا پشت سرتو نگاه مي كني ؟ باخودتم.

آره ، تو.

آروم ، يواش …

|+|
نوشته شده توسط امیر در جمعه یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 19:57